شبی که اسلامی ندوشن مهمان بهمن بیگی شد

[ad_1]

در روز معلم با هم داستانی می خوانیم از شبی که محمدعلی اسلامی ندوشن مهمان محمد بهمن بیگی (بنیانگذار آموزش عشایر ایرانی) بود.

به گزارش ایسنا، سایت محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده و فرهنگی که به تازگی درگذشت، این مطلب را به اشتراک گذاشته است که به شرح زیر است: باد;

یادی از این استاد عزیز و سابقه دوستی عمیق ایشان با مرشد مسلمان ندوشن، خالی از لطف نیست که جناب مهماندوست از این دو استاد بزرگ یاد کنند:

تاریخچه دوستی دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن متوفی اردیبهشت 1401 با محمد بهمن بیگی;

شهریور 1384 شب افتتاحیه «سالگرد حافظ» بود. ندوشن را قبل از مراسم دیدم. اردیبهشت همان سال در نمایشگاه کتاب تهران خدمتشان رسیدم و کتاب «راحت جان» را به آنها هدیه دادم. وقتی سلام کردم، مرا شناخت و گفت: نامه ای برایت فرستادم، به دستت رسید؟ من گفتم بله! بعد با هم راه افتادیم تا مراسم شروع شد. او از افراد زیادی در شیراز نام برد که می‌شناخت و می‌خواست با آنها آشنا شود. بهمن بیگی از بزرگانی است که از آن یاد کرده است.

گفتم استاد می توانم شما را پیش آقای بهمن بیگی ببرم. خیلی خوشحال شد و گفت: اگه زنگ زدی خبرم کن. سپس به محل برگزاری بازگشتیم و به صدای احمقانه سالار عقیلی گوش دادیم.

فردای آن روز به منزل استاد بهمن بیگی تماس گرفتم و موضوع را با خانم کیانی در میان گذاشتم. استاد مکالمه من با آنها را شنید، بلافاصله گوشی را از همسرشان گرفت و قبل از اینکه بتوانم چیزی بگویم گفت: سلام مهمان، من به معلم مسلمان سلام می کنم و به او بگو امشب منتظر شما هستم. به او تعارف کردم که استاد چون مهمان مرکز حافظه بود و در هتل هما همه چیز برایش مهیا بود، نمی خواست شام بخورد!

با ملامت خفیفی گفت: آقا من میدونم چی میگی ولی من ایلیاتی هستم چطور ممکنه؟ و یادتان باشد معلم، همسر و فرزندتان را با خود بیاورید. بعد همون موقع از سکینه خانم پرسیدند و گفتند امشب مهمون عزیزی دارم که یه شام ​​شایسته درست کنم!

بدون حرف در سالن سخنرانی با استاد ندوشن آشنا شدم و موضوع را به ایشان گفتم. مرشد مسلمان گفت که او مجبور نیست برای تهیه شام ​​زحمت بکشد. میخواستم ببینمشون ولی… بعد ساعت رو درست کردیم و نزدیک غروب آفتاب بهم زنگ زدند که تو باغ کیهانی هستیم و…

در راه استاد اسلامی از تاریخچه دوستی خود با استاد گفتند و اینکه از قدیم الایام می دانستیم بهمن بیگی مرد خلاق و معروفی است و حتما کار موثری انجام خواهد داد. و اکنون می بینیم که این اتفاق افتاده است.

در منزل استاد بهمن بیگی دو دوست دیرینه در آغوش گرفتند و روزهای دوستی های قدیمی و فعالیت های فرهنگی در موسسه فرانکلین را به یاد آوردند.

استاد بهمن بیگی رو به من کرد و گفت تفاوت آثار اساتید اسلام با سایر محققین این است که مقالات تحقیقی را با ادویه مخلوط می کنند و خواننده را تشویق به مطالعه می کنند.

من واقعاً می خواهم تمام گفته های هر دو استاد را بنویسم!

عصر همان روز دکتر الله وردی بهمن بیگی، پسر، عروس و خواهرزاده پروفسور بهمن بیگی نیز در منزل حضور داشتند و به آقای اسلامی ندوشن توضیح دادند که در حال گذراندن دوره تخصصی در یکی از دانشگاه های انگلستان هستند.بریتانیا و…

از دکتر خواستم چندتا عکس بگیره که البته به دلیل دور بودن و فراموشی فایل های عکس از بین رفته بود و هیچ وقت به دستم نرسید.

استاد مسلمان را به هتل هما بردم و…

آن شب برای من و همه اعضای خانواده استاد بهمن بیگی شبی فراموش نشدنی بود.

(به یاد عده ای مهمان صمد، انتشارات نوید شیراز، 1400، ص 31 و 32)

پوزخند: با تشکر از جناب آقای علی شجاعی و آقای مسعود سودمند. باشد که خوشبختی سر راهشان بیاید.

انتهای پیام/

[ad_2]
Source link

درباره ی admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.